من کسی را می شناسم که دوستش دارم و دوستم ندارد، شب ها بی

من کسی را می شناسم که دوستش دارم و دوستم ندارد، شب ها بی تاب خیره به یک عکس می نشینم،
حرف می زنم
دلتنگ می شوم و او نزدیک و نزدیک تر می شود به کسی دیگر و در آرزوی تمام شدن احساس من...
کسی را می شناسم که دوستم دارد و من دوستش ندارم،هر روز هزار قدم برای راضی کردنم بر می دارد و من هزارها قدم دور می شوم...
کسی را می شناسم که یک زمان دوستش داشتم و امروز فقط یک خاطرست، بی هیچ احساس...
کسی را می شناسم که روزی دوست ترین من بود، نزدیک تر از خودم به خودم
و امروز دشمن ترین، دورتر از
هر که تا امروز شناختم...
آری...
تمام اینها زندگیست
ولی، کاش میان اینها کمی، فقط کمی آرامش بود
دیدگاه ها (۱۴)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁸عصر..خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کر...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط