داریم شب ها را به روز میدوزیم,و روزها را به شب...
داریم شب ها را به روز میدوزیم,و روزها را به شب...
اینجا دو گنجشک خیس زیر باران جدا از هم افتاده اند..یکی حبس کلبه سنگی و من حبس این دیوار اهنی,یکی سوز از سردی سرما و من سوختن کنار این آتش ها.و هردو تایمان رد میکنیم این لحظه های انتظار را برای چشیدن نگاه های یکدیگر..گنجشک من دوستت دارم.برای اغوش کشیدن تن تب دارت به رگبار بسته ام تمام لحظه ها را..
عشق من,زن زیبای من,,فدای چشمهای درشتت..
اینجا دو گنجشک خیس زیر باران جدا از هم افتاده اند..یکی حبس کلبه سنگی و من حبس این دیوار اهنی,یکی سوز از سردی سرما و من سوختن کنار این آتش ها.و هردو تایمان رد میکنیم این لحظه های انتظار را برای چشیدن نگاه های یکدیگر..گنجشک من دوستت دارم.برای اغوش کشیدن تن تب دارت به رگبار بسته ام تمام لحظه ها را..
عشق من,زن زیبای من,,فدای چشمهای درشتت..
- ۶۳۶
- ۲۸ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط