ناامیدی مثل موریانه روح مرا گرد می‌کند. ولی در ظاهر روی پ

ناامیدی مثل موریانه روح مرا گرد می‌کند. ولی در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام. گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم اما حقیقت این است که خسته هستم.

•از میان نامه‌های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور،
پس از جدایی-
دیدگاه ها (۲)

You Like a DreamPart 2چند ماه بعد، هانیل هنوز آن روز را فرام...

LESSON

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۰سامان در آستانه‌ی در ایستاده بو...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط