بِشڪن دلم ڪہ رایحہ ِ درد بشنوے

بِشڪن دلم ڪہ رایحہ ِ درد بشنوے
ڪس از درون ِ شیشہ ، نبوید گلاب را

#اسرار_سبزوارے
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽباز امشبعبور از ڪوچه‌هاے بن‌بست خیالتدلتنڪَ‌ترم...

درد دل

پدربزرگ همیشه می‌گفت:«اگه می‌خوای غصه نخوری،به عقب برنگرد.چی...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

اشڪ رازیستـــلبخند رازیستـــعشق رازیستـــاشڪ ِ آن شب لبخند ِ...

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط