تو خیابون افتادم دنبال یه دختره ، هی تحویل نمی گرفت

تو خیابون افتادم دنبال یه دختره ، هی تحویل نمی گرفت
گفتم یه نگاه بنداز شاید پسندیدی حالا بعد کلی اصرار برگشت گفت : بابا من دوسته دوست دخترتم…
همون اول که پیشنهاد دادی شناختمت و هیچ علاقه ای ندارم رابطتون بهم بخوره ، برو بهش چیزی نمیگم ….
یه لحظه جا خوردم …..!
گفتم جدی تو دوستشی؟؟…
یه پوزخندی زدو گفت : پس دوست دختر داری افتادی دنبال یکی دیگه!؟؟
برو بچه جوون برووو …..
نامردا خیلی موزی شدن حواستون باشه یه دستی نخورین
دختر نیستن اینا که عمروعاصن!!
دیدگاه ها (۲)

رمان

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۱صدای بیرون کمتر شد...

ابلیس

تو پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیداد گفتم یه نگاه ب...

و تو پاساژ افتادم دنبال یه دختره ، هی پا نمیداد گفتم یه نگاه...

تو خیابون افتادم دنبال یه دختره ، هی تحویل نمی گرفت گفتم یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط