به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می کنیم "... چه لذتی

به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می کنیم "... چه لذتی داشت این با هم، حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی شد، حتی اگر تمام سرمایه ام بر باد می رفت، حسی که به واژه ی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی کردم. تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می تواند حس من را در آن لحظات درک کند.


• لیلیان هلمن
دیدگاه ها (۱)

🎥 رئیس‌جمهور: به‌جای گیر دادن به هم، نواقص هم را برطرف کنیم....

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط