به گلهای باغچه آب دادم.

به گلهای باغچه آب دادم.
گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا پیچید..
حوضِ بی ماهی به حرف آمد و ترانه سرود!
سیبی از دامان مادرش جدا شد و خندان دور حیاط چرخید..
باد بهاری موهای آشفته ام را در هم تنید و سنجاق پروانگی بر آن نهاد..
چقدر دلم خندیدن با گلهای بشقاب خانه ی مادربزرگ را می خواهد!
دلم خواندن ترانه با گرامافون از کار افتاده ی پدربزرگ را میخواهد!
دلم دامان پُر چین درخت و رقصیدن با پروانه را میخواهد..
حتم دارم میشود.
جنس کوه از یخ است آب میشود!
آسمان نزدیکتر از دریاست،عاشق میشود..
حتم دارم "پرواز"،بی "بال" هم میشود...
.
دیدگاه ها (۷)

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

به گلهای باغچه آب دادم. گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا ...

به گلهای باغچه آب دادم.گلها خندیدند و عطر نفس هاشان در فضا پ...

#حال_خوب💫به گلهای باغچه آب دادم.گلها خندیدند و عطر نفس هاشان...

یادش بخیر، به بهانه ی خانه تکانی همه دور هم جمع میشدیم... یا...

🌹هرروز دلم برای خانه ی قدیمی مان تنگ میشود !همان خانه کلنگی ...

#نمی‌دانم...نمی‌دانم چه کسی صاحب من است؟کدام خدا صاحب من است...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_بیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط