I loved be angel

I loved be angel
PART 25






اسلاید اول . ماشین تهیونگ
اسلاید دوم . لباس تهیونگ
( این پارت همون قسمتیه که تیتراژش رو براتون گذاشته بودم )


فرمانده پارک. میخاید چیکار کنید قربان ؟
تهیونگ. بازی ... ( پوزخند روانی طور
حالا این جوجه پلیسمون کجا هست ؟
فرمانده پارک. طبق امار جاسوسامون ۵ دقیقه دیگه از اداره خارج میشه ...
تهیونگ. خوبه بهش میرسم ... داخل باند باش فرمانده احتمالا اومدم باند ... ( و سوار ماشینش شد و حرکت کرد
فرمانده پارک. چشم قربان ( تعظیم کرد و رفت داخل
ادمین . تهیونگ دیوانه وار تو اتوبان رانندگی میکرد و سرعتش مدام بیشتر و بیشتر میشد تا جایی که پلیس راهنمایی رانندگی هم افتاد دنبالش اما به خاطر سرعت تهیونگ نه بهش رسیدن نه دوربین ها تونستن پلاک ماشینش رو بگیرن ...
تهیونگ در عرضه چند دقیقه رسید به اداره پلیس مرکزی و دقیقا همون لحظه سونگبین از اداره اومد بیرون و سوار ماشینش شد ...
تهیونگ‌ اسلحه اش رو مسلح کرد و آماده حرکت شد که دنبال سونگبین بره ‌...
سونگبین ماشینش رو روشن کرد و حرکت کرد و بعد از کمی رانندگی حس کرد کسی داره تغییبش میکنه ...
برای اینکه مطمن بشه سرعتش رو زیاد کرد .. و تهیونگ هم متقابلا سرعتش رو زیاد کرد ....
اتوبان تقریبا شلوغ بود و سونگبین تصمیم گرفت با آخرین سرعت حرکت کنه که تهیونگ گُمش کنه ...
اما تهیونگ همزمان با سونگبین به ماشینش شتاب داد و خیلی دقیق تر از سونگبین بود ...
هر دو دیوانه وار تو اتوبان شلوغ رانندگی میکرد و از ماشین های دیگه سبقت میگرفتن و لایی میکشیدن ...
همزمان باهم دور میزدن و میپیچیدن و مشخص بود دنبال هم دیگه ان ...
چند لحظه بعد ماشین هر دو باهم یک مسیر شد و کنار هم بودن تهیونگ ماسکش رو زد و شیشه ماشین رو داد پایین و اسلحه رو برداشت و به سمت لاستیک جلوی سونگبین شلیک کرد ...
ماشین سونگبین پنجل شد اما هنوز هم حرکت میکرد ...
تهیونگ دومین تیر رو به شیشه ماشین زد ... سونگبین سرش رو خم کرد اگر نه تیر مستقیم تو سرش بود ...
تهیونگ برای ترسوندن سونگبین چند بار بهش شلیک کرد و بعد تو شلوغی اتوبان گم شد ....
تهیونگ. این شروع بازیه......آقا پلیسه ... ( پوزخند و به طرف باند حرکت کرد......






ادامه دارد...‌‌..
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱۸)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

.قتل. پارت چهارم

کپشنننننن🎀🦢عروسک من😈🔞پارت سی و چهار همراه سرهان رفتیم بیرون ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۲✦ات ویوهمین که اسم پارک رو شنیدم، قلبم تندتر زد.کلاه ...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p24از اتاق رفت بی...

[ چندپارتی تهیونگ] [ پارت پنجم]ات با صدایی لرزون و گرفته گفت...

همسایه طبقه بالاپارت ۴ عصر وقتی از خرید برگشتم، جلوی ساختمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط