ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرد
از سوزِ جدایــیِ تـــو کمتـــر گـلــــه می کرد
رفتی و فروریخـــــتـم؛ ای کــاش کسی بود
امدادرسانـــی پس از ایــن زلــزلــه می کرد
یاد آر دو چشمـی که چو گیسوی تو می دید
سلسال روان از خَــمِ آن سلســلــه می کرد
افسوس ندانست دلــت: زخـــــــم... دلم را
شمشیر نمی کرد که این فاصـــله می کرد
کشتیِ نگاهت همه جا رفــت ؛ چه می شد
گاهی سفری هم سوی این اسکله می کرد؟
بیهــوده چه نالــیـــــم ؟ که دل بایـــد از آغاز
فکرِ گـــــذر از سختــــی این مرحله می کرد
دیدگاه ها (۱)

ای کاش که این سوخته دل حوصلـه می کرداز سوزِ جدایــیِ تـــو ک...

خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید و چه بی‎ذوق جهانی که مر...

لعنت بر قوم ظالمین

بارگاه خانم زینب کبری ص

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

بوی آشنایی قدیمی

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط