من پذیرفتم که عشق افسانه است

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم شاید فراموشت کنم
در فراموشی هم آغوشت کنم
میروم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از ما میروی
ارزو دارم شبی عاشق شوی
ارزو دارم بفمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
دیدگاه ها (۴)

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

part : 9پاورچین پاورچین از در فاصله گرفتم و در اتاق اولی رو ...

من پذیرفتم که عشق افسانه استاین دل درد آشنا دیوانه استمیروم ...

من پذیرفتم شکست خویش را/پند های قلب دور اندیش را/من پذیرفتم ...

من پذیرفتم شکست خویش را/پند های قلب دور اندیش را/من پذیرفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط