می روی

می روی
که خوشبخت شوی
و من حال کودکی را دارم
که نخ بادبادکش پاره شده...

مانده
برای اوج گرفتنش ذوق کند...
یا برای از دست دادنش ، گریه...!
دیدگاه ها (۲)

اینجا شهرِ من استشهری پر از نامردمی..شهری سرشار از زندگیِ بد...

حالا که رفته ایساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده...

همیشه فکر می‌کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها باشی،...

کوچ پرنده ها را دوست ندارممیدانمپرنده ای که کوچ کنددل کندن ر...

مه غلیظی روی درخت ها نشسته‌باران نرم زمین و جاده رو خیس کرده...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

روایتی از دختر آیت الله حائری شیرازی (رض):(درست یک روز قبل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط