قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته است

قصه برق نگاهت مثل یک راز نهفته است

مثل قصه های مجنون پر حرفهای نگفته است

اگه تو بخوای بمونم من میگم با تو می مونم

قلبت رو با هرچی خواستی پای این عشق می نشونم

روزهای سختی دوری دلتنگی اما صبوری

میگم ای خدا چی میشه اون بیاد پیشم به زودی

حرفهای نگفته ساکت توی قلب من نشسته

منتظر به دیدن تو گوشه ای تنها و خسته

اگه تو بخوای می مونم اگه تو بگی می خونم

این رو تو بدون همیشه عاشقت به پات می مونم
دیدگاه ها (۲)

... سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ ...

نفهمیدی...که برای داشتنت دلم را نه،عشقم را نه،رویاهایم را نه...

اشک....می خواهم از اشک بگویم....از زیبایی هایش...از بدی هایش...

مرا می ترساند.......بادی سرد و سخت شکننده است......مرا می لر...

هر بار میخوام ازت بنویسم میترسم کلمه ها کوچیک تراز احساسی با...

هر بار میخوام ازت بنویسم میترسم کلمه ها کوچیک تراز احساسی با...

باران تاریک ۹ ( پارت آخر )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط