ديروز ديدم يه پسر بچه قدش به زنگ ايفون نميرسه هي داره خود

ديروز ديدم يه پسر بچه قدش به زنگ ايفون نميرسه هي داره خودشو ميکشونه بالا ،
منم مثل يه رابين هود رفتم ، گفتم :ميخواي برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم…..
منم براي اينکه سريعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،
بعدش با لبخند بهش گفتم : خوب ديگه چيکار کنم برات کوچولو ؟؟
گفت هيچي ديگه فرار کن تا صاحبخونه نيومده …!!!!تو از اون ور برو من از اين ور …..!!!
بچه نيستن بخدا گرازن … :
با اين هيکلم يه ربع مثله اسب يورتمه ميرفتم.
دیدگاه ها (۵)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

part 2 _هوممم.. چی میگی.. این وقت شب موقع زنگ زدنه(عصبی و بی...

My friend ♡:)part.23همه ی اعضا رفتم منم دنبالشون تو لابی شرک...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p3بعد از اون حرف ...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

فیک

سناریو باکودکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط