گذشته در چشمانم مانده است

گذشته در چشمانم مانده است

عبور ثانیه ها ی رد شده در تمام نگاه هایم مشهود است

چشمانت را با شقاوت تمام به روی حقایق بستی

صبور میمانم و بی تفاوت می گذرم

که نفهمی هنوز هم دوستت دارم.....
دیدگاه ها (۱)

به ساعت منتوتمام قرارها را نیامده ‏ای،کدام نصف‏ النهار را از...

یک ریز به خودم می گویم ، تو را خواب دیده امو تو هنگام خواب ،...

باید بازیگر شوم ،آرامش را بازی کنم …باز باید خنده را به زور ...

بارانخیال توستمی آید ،شدید می شود ،صورتم را خیس می کند ...با...

دکلمه گوش کنید

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

#عمران_بهروجعاقلان را دوست دارم، عاشقان را بیشتردوست می‌دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط