بابام یهگوشی لمسی بزرگ گرفته این پرنیان خواهرم5سالشه یه ر

بابام یهگوشی لمسی بزرگ گرفته این پرنیان خواهرم5سالشه یه روزکلیک کرده بودروگوشی بابام...این بابام اصلادوست نداشت گوشیشوبده دستش بازاین پرنیانم بدجورپیله کرده بود....بابام اینورمیومد پرنیانم میومد ازاخربابام گفت گوشیرومامن خورد!
بعدشم پرنیان رفت اتاقش گریه کرد....تبلت منم نمیخوادمیگه قدیمیه!خییلی ازخداشم بخواد....
دیدگاه ها (۷)

وقتی عموت بود

سناریو جونگکوک

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

شاهزاده دوست داشتنی من

چند پارتی درخواستی

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p34فقط از کنار نینا گذشت و وارد راهروی بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط