مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

فکر میکردم هنوزم دوستم داری

فکر میکردم هنوزم دوستم داری...

پارت اول

صدای شیشه های خورد شده بطری فضای خونه رو دربر گرفت...فکر نمیکرد اینقدر بی ارزش باشه واسه مرد رو به روش که زمانی به الفاظ عاشقانه صداش میکرد...حالا دیگه به چشم معشوقش نمیومد...حتی وقتی خود مرد میگفت هم باور نمیکرد ...چشم ها حرف دیگه ای میزدن...نمیدونست چرا...نمیدونست چجوری...فقط میخواست اون مرد دوباره دوستش داشته باشه...البته تمام اونو...

+چطور تونستی؟

_جانا آروم باش...

+آروم باشم؟چجوری میتونم آروم باشم وقتی کسی که دوستش دارم به جایگزینم فکر میکنه؟

_جانا خواهش میکنم...دارم آروم باهات صحبت میکنم و خواهش میکنم پس گوش کن...

+گوش نمیکنم *عربده*

_ساکت شو جانا *داد*

+چرا نتونستی منو دوست داشته باشی؟

_دارم..

+تمام منو... *داد*

_جانا بس کن تمومش کن من تصمیمم رو گرفتم..*داد*

+تصمیمت به خاک سیاه نشوندن منه؟ *عربده*

_ارهه*داد*

+خیلی پستی...

_بفهم چی میگی*عربده*


با دست گونه جانا رو نولزش کرد...هِه نوازش.... نوازشی که صورت دخترو سرخ کرد..

+حالا هم دست روم بلند میکنی؟

_جانا از زندگیم برو بیرون..


دختر حیرت زده به مردش خیره شد...فاصله شون رو به حداقل رسوند..
وبعد توی صورتش با لهجه امریکایش غرید..

+ I hate you....*ازت متنفرم*

_برو....


ادامه دارد....


نظرت برام مهمه پس کامنت بزار و بگو...
دیدگاه ها (۱)

خواب میدیدم مرا در آغوشت گرفته و گرم میکنی...اما آنان خواب ب...

ای لعنت بر آن ساعتی که چشمم به چشمت افتاد؛ای لعنت بر آن ساعت...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4با گریه به سمت اتاقش رفت دنبالش رفتم ...

I lost youPart: 4چانگبین: به موقع رسیدم فرودگاه وسایل هامو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط