اون اونقدر بهت نزدیک نیست و ارزش اینو نداره که به خودکش

_:اون اونقدر بهت نزدیک نیست و ارزش اینو نداره که به خودکشی فکر کنی...
اون...همه وجود منه...جوری که حتی خودش هم نمیدونه که چقدر رویا میبافم که ای کاش باهام بهتر رفتار میکرد بهم اهمیت میداد..دلخوشیم همون بغل دوستانه بعد مدت ها بود...من سر این درد دارم نابود میشم...اما اون مقصر نیست...حتی مقصر اینکه شده فکر و ذهن من...اون مقصر این نیست که من دارم از اتیش وجودش میسوزم...من حتی میدونم عیب زیادی تو گذشتش داره و منه لعنتی هنوز دوستش دارم...از یکی میفهمم هیچ رابطه‌ای نداره‌...از یکی میفهمم تازه جدا شده...و خودش..خودشو میبینم که واسه کس دیگه‌ای شاده...واسه کس دیگه‌ای خوشحاله...فکر و ذهنش ادم دیگه‌ایه...و اون نسبت به من؟...حتی اهمیت های منو نسبت به خودش نمیبینه...وقتی موضوع مورد علاقش یادمه‌...براش غذای مورد علاقشو میپزم...فقط موهای اونو ناز میکنم...و هر باری که گریه میکنه شونه های منه که از اشک هاش خیس میشه...اون نمیبینه‌‌...منو نمیبینه...سوختنمو نمیبینه...وجود به جنون رسیدمو نمیبینه...وجوده خاکستر شدمو نمیبینه...وحتی مقصر این موضوع هم نیست...اما هر بار با سرد بودنش یخ میزنم از درد...میسوزم از شک...و میمیرم از بغض....
دیدگاه ها (۰)

فکر میکردم هنوزم دوستم داری...پارت اولصدای شیشه های خورد شده...

خواب میدیدم مرا در آغوشت گرفته و گرم میکنی...اما آنان خواب ب...

برای قند عسلم نیک)) نفس من.. دردونه قلبم نمیدونم از کجا شروع...

«خدا خوبه، به ما چه؟!»مشاهده ویدیوی کامل در کانال یوتیوب خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط