چند پارتی نامجون (درخواستی)

چند پارتی نامجون (درخواستی)
پارت³
نامجون : خب نمیخوای بگی چطوری آرمی شدی ؟
ا/ت:خب من با آهنگ دینامیت آرمی شدم
نامجون : اوه اون آهنگ
ا/ت: اره خیلی آهنگ خفن بودی و تو اونجا می‌درخشیدی
نامجون: ولی فکر کنم فقط برای تو ، تو اون موزیک ویدیو میدرخشیدم مگه نه؟
ا/ت: احتمالش خیلی زیاد هست (با خجالت)
نامجون: خیلی گوگولی هستی حتی سر چیزای کوچیک هم قرمز میشی (منظورش لپ هاش هست)
ا/ت: نه اینجا خیلی گرمه
نامجون :که اینطور اوکی
(پرش زمانی به بعد از بیرون)
ویو ا/ت:
آخه من نمی‌دونم ، این چه ضایع بازی و بود درآوردم چرا انقد قرمز میشم خداااااا اوووف ولی کی فکرش و میکرد من با نامجون از عضو بی تی اس بشینم و غذا بخورم واییی موقع غذا خوردن همش استرس داشتم نکنه سوتی بدم آبروم بره نکنه غذا از قاشق بریزه رو لباسم نکنه چاپستیک و مثل این اسکول ها بگیرم روز پر استرسی بود اما بیشتر قشنگ بود هوووورااااا
ویو نامجون :
این دختر باطنش هم مثل ظاهرش زیباست فکر میکردم از این دخترای باشه که فکر می‌کنه قیافه داره می‌تونه با همه هرجوری بخواد رفتار کنه ولی اینطور نبود بهش میخوره اصلا با کسی وارد رابطه هم نشده باشه آخه با یه حرف ساده هم لپ هاش گل مینداخت خیلی گوگولی بود اوووف باورم نمیشه این حرف هارو من دارم میزنم بذار بهش پیام بدم آخر هفته بریم بیرون باید چند تا سوال ازش بپرسم
(پیام نامجون به ا/ت: سلام امروز خیلی خوش گذشت ممنون که قبول کردی بریم بیرون میخواستم بدونم میتونیم آخر هفته یه ملاقات دیگه داشته باشیم ؟)
(پاسخ ا/ت به نامجون : سلام به منم خیلی خوش گذشت ممنونم که دعوتم کردید بله مشکلی نیست)

نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
دیدگاه ها (۳)

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

رمان :آیدل من پارت:«5»ویو«ا/ت»که نامجون گفت :نامجون : خب الا...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط