دیروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگيرم حالا مکالمات

دیروز رفتم کارت عابر بانک رو از مامانم بگيرم حالا مکالمات بين من و مامانم :
مامان کارت من کجاست ؟
مامانم :تو کيف کارت ها
من : کيف کارت ها کجاست ؟
مامانم : کنار کارت ملى و گواهينامم
من:خوب گواهينامت کجاست ؟
مامانم :تو کیف پولم
من: خوب کيف پولت کجاست ؟
مامانم :توکيف قهوه ايمه ديگه
من:خوب کيف قهوه ايت کجاست ؟
مامانم: تو اتاقمه پسره ى ديوونه
من پس از بيست دقيقه گشتن
من : مامان پیداش نميکنم خودت بيا بده
حالا مامانم اومده مستقيم رفته تو اتاق خواهرم اورده داده ميگه بيا بگير پسره خنگ
دیدگاه ها (۲)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رومان روز برفی (پارت10)از زبان ات صبح شدجونگ کوک کلی گشت اما...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

چند پارتی جونگ کوک

پارت. 27

Otagh baghli Part 53 میخواستم تلافی کنم ولی خب حوصلش رو نداش...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت : 1لحظه ی دیدار با تو در خواستی پارت : 1یک روز سخت دیگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط