ساعتی را همسفر بودیم ، اما سالهاست

ساعتی را همسفر بودیم ، اما سالهاست
دنیایی را زدم بر هم ولی پیدا نشد
دیدگاه ها (۱۲)

نمی‌دانی چقدر تنها هستم.این تنهایی مرا اذیت می‌کند، می‌خواهم...

یه روز عالی

مست وُ آواره ی آن شهرِ غریبم که نشد ...

اشک...در بغض نگاهم چه پریشان شده استدیگر از زمزمه ی عشق پشیم...

‌دیشب عروسی دعوت بودیم طلای عروس گم‌ شددر تالارو بستن کیف مه...

تهران امروز خیابون نداشت‌.اقیانوس بود و ما ماهی‌های قرمز تشن...

تهران امروز خیابون نداشت‌.اقیانوس بود و ما ماهی‌های قرمز تشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط