[مَن‍ اِنقَدی‍ لَجبآزَم‍]

[مَن‍ اِنقَدی‍ لَجبآزَم‍]
[موقِع‍ نآرآحَتیم‍م‍ مَغرورَم‍]
[وَقتی‍ دآشت‍ میرفت‍]
[نِگَفتم‍]
[میشِه‍ِ نَری‍]
[گَفتم‍]
[بآیَد رَفت‍]
:]

#Rozix
#cp_block
دیدگاه ها (۱۲)

فصل ۲ پارت ۴× هنوز بهش میگی دوست؟ میدونی اگه دو دیقه دیرتر م...

عمارت مافیا 🍷قسمت اول :دیدگاه نیلسو :من اسمم نیلسو هست عاشق ...

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

پارت ۶۲ روز بعد_ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه ی عصر_جیمین:دو روز از اومد...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

پادشاهی که دستور بازداشت پدرش را داد!

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط