ای ساقی جانها تو بده باده بی غش

ای ساقی جانها تو بده باده بی غش
از پرده ذرات جهان گشته مشوش
دیدگاه ها (۰)

زهی پروانه در رویا که می‌گردد به گرد گل که از جوش هواداران د...

عبور می کند در شب روح او از طوفانی سرد

تو چون قو در دل روز آمدی ناگهان به جای جامه شدی جسم در لباس ...

در گل رخسار تو پیداست شور زندگی صبح محشر گشت در خواب از دم ت...

ای ز نظر گشته نهان ای همه را جان و جهانبار دیگر رقص کننان بی...

گر بیدل و بی دستم وز عشق تو پابستمبس بند که بشکستم، آهسته که...

_____________________________داستان عاشقانه من و تو هرگز دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط