اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم
میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم
دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
می شد تو را دوباره به شعرم بیاورم
یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....
میخواستم  برای  تـو  مریم  بیاورم؟
حتی قرار بود که من ابر باشم و
باران عاشقانه ی نم نم بیاورم
کلّی قرار با تو ولی بی قرار من
اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم
                 .....
اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم
باعث شود به زندگیت غم بیاورم
حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم
عمراً  دوباره  رو  به  جهنّم  بیاورم
خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
از زیـر سنگ هم شده٬ آدم بیـاورم
بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت
یا باز هـم بهانه ی محکم بیاورم؟
دیدگاه ها (۶)

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

«رایحه پنهان»فردای آن روز | ۶:۰۴ صبحتق... تق... تق...صدای کو...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه به صفحه‌ی گوشی خیره مون...

the hardeat way ۱۰

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

سناریو جونگکوک

★彡   Part 13 彡★ به غذای رو به روی خودش نگاه کردم.چرا هیچ چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط