یارو میره دکتر به دکتر میگه آقای دکتر

یارو میره دکتر به دکتر میگه آقای دکتر
. این چشم ما درد میکنه دکتر میگه بخواب رو تخت یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنه چرا رو تخت؟ دکتره میگه شما به امور پزشکی وارد نیستی بخواب رو تخت بعد دکتره میگه لباساتو در بیار یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنهااا دکتره میگه عزیزم شما به امور پزشکی وارد نیستی بعد یارو میگه آقای دکتر لاقل درو ببند مردم به امور پزشکی وارد نیستند فکر میکنن داری ترتیب منو میدی .
دیدگاه ها (۴)

دلجوییه یارو از زنش . امروز چته ؟ زن ، هیچی . دیروز چت بود ؟...

زمستان را باور نکن! هوا بی تو سردتر از این...

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺗﻮﻟﺪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﻣﺎﯾﻪ ﻧﻨﮓ ﻋﺮﺏ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ! ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺯﻧﺪ...

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

چندشاتی وقتی بخاطر رژیم سختت نفس تنگی میگیری پارت یک ویوا.ت ...

داستان های هوش مصنوعی

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

که یهو...اون دختره ی سلیطه ، اره ، همون اولیا منو پرت کرد تو...

Love and the moonPart28وارد شرکت شدیم کوک دستم محکم گرفته ب...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط