جاده ماندست و من و این سرِ باقیمانده ،رمقی نیست در این پی

جاده ماندست و من و این سرِ باقیمانده ،رمقی نیست در این پیکرِ باقیمانده ، نخل ها بی سر و شط از گِل و باران خالی است ،هیچ کس نیست در این سنگرِ باقی مانده ، گرچه دست و دل و چشمم همه آوار شده ،باز شرمنده ام از این سرِ باقی مانده ،روز و شب گرمِ عزاداریِ شب بوهاییم من و این باغچه ی پرپرِ باقی مانده ،پیش کش باد به یکرنگی ات ای مرد ترین، آخرین بیت در این دفترِ باقی مانده ،تا ابد مرد ترین باش و علمدار بمان با توام ای یلِ نام آورِ باقی مانده
دیدگاه ها (۱۱)

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

ملتی که سنگر را خالی نکردبسم الله الرحمن الرحیمدویست شب گذشت...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۲ — خیانترینا هنوز به جمله‌ی مرد خیره مانده...

♨️ سرلشکر محسن رضایی: ما شروطمان را گفتیم اما ترامپ قادر به ...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

ظاهرا سیلی‌هایی که دولت امارات به خاطر مشارکتش در تجاوز آمری...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

رمان انتقام ازدواج کامل

007-آلما ویسکی - پارت ۴۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط