"راه خیانت "

"راه خیانت "

پارت¹¹

ویو کوک
با جیمین پاشدیم رفتیم سوار ماشین شدیم
کوک:خب بگو ببینم با جولیا چیکار میکردی شیطون
جیمین همه چیو تعریف کرد
کوک:واو عجب ماجرایی ولی تو از این دختره خوشت میاد ها(لبخند شیطانی)
جیمین:حالا خودت یجوری میگی انگار از ا/ت خوشت نمیاد(نیشخند)
کوک:نه کی گفته
جیمین:اره اره دیدم هش زیرچشمی نگاش میکردی

ویو کوک

جیمینو رسوندم خونه خودمم رفتم خونه انقدر خوابم میومد که سریع گرفتم خوابیدم

"پرش زمانی به چند هفته بعد"

ویوکوک

تو این چند هفته به ا/ت علاقمند شده بودم و امروز هم میخواستم بهش اعتراف کنم رفتم صبحونمو خوردم و یونیفرمم رو پوشیدم و راه افتادم

ویوا/ت

با صدای الارمم از خواب شیرین و رویاییم پاشدم یونیفرمم رو پوشیدم و صبحونمو هم خوردم و با ماشینم راه افتادم به سمته مدرسه این چند هفته احساس تنهایی میکردم جولیا هم که با جیمین تو رابطه هست دیگه خیلی بهم زنگ‌ نمیزنه رسیدم به مدرسه پیاده شدم
رفتم سر کلاس جیمین و جولیا داشتن باهم حرف میزدن من تنها موندم سرمو گذاشتم رو میز و چشمامو بستم
که یه صدای اشنایی شنیدم
دیدگاه ها (۰)

"راه خیانت"پارت¹²که یه صدای اشنایی شنیدم سرمو بالا اوردمکوک ...

"راه خیانت"پارت¹³ویو ا/تیه چند هفته ایی میشه منو کوک با هم ت...

"راه خیانت"پارت10جیمین:خب دیگه بیا بریمجولیا:ولی این مرتیکه ...

"راه خیانت"پارت9که...کوک و جیمینو دیدم داشتن سوجو میخوردن ول...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

مجسمه خونی p2

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط