مـے آید روزے کـہ در تراس خانہ ات

مـے آید روزے کـہ در تراس خانہ ات
روے صندلـے دستـہ دار نشستہ اے و
بـازے کودکان را تماشا میکنـے...
آن روز،
دیگـر نہ بـاران خاطره اے از من بَرایت
تازه مـے کند
و نہ غروب آفتاب،سنگـے بر دریاچہ ے آرام دلت مـے اندازد...
سال هاست کہ تو مرا پاک از یاد برده اے...
کنار روزمرگـے هایت،
یک فنجان چاے براے خودت میریزے و
با دستـانـے کہ دیگر چروک شده اند،
لرزان لرزان فنجان چایت را بہ لبانت نزدیک میکنـے...
اما بہ یکباره یکـے از کودکان نـام مرا فریـاد مـے زنـد...
شباهت اسمـے بـود...!
تـو آرام فنجانت را کمـے پایین مـے آوری و
لبخنـد کوچکـے میزنـے...
من بہ آن لبخنـد زنـده ام...

"مخاطب خاص من یادت بخیر"
دیدگاه ها (۱)

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

𝐑𝐎𝐎𝐙𝐁𝐄𝐇 𝐁𝐄𝐌𝐀𝐍𝐈 💚مـن بــرای امـروزی کـه #تُ را نـدارم نـاراحـ...

♔⃮☕️🦋꯭⃝꯭⃮‌𝄠꯭꯭‌ یک فنجان چای،چند دقیقه سکوت،و دنیایی که برای ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

سینا، با آن بدنِ لرزان و ذهنی که انگار دارد از هم می‌پاشد، ب...

https://wisgoon.com/yasmyin🌹 تقدیم به فرشتگان سپیدپوش؛ پرستا...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط