★

★
بـهش گـــفـتم

دستتو بزار رو قرآڹ و بگو

تا اخر با منی

دستشو گـذاشت رو قرآڹ و

زد زیر گــریه گفت:

بخدااا عـاشـق یکـے دیگه ام.....!

"بسلامتیه صداقتش

هـٍـٍٍـ๏̯͡๏ــٍـٍه
دیدگاه ها (۱)

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

دامبلدور:(( خب ما نمیتونیم کاری کنیم حق با ا.ت بوده.))زن موه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

ستاره دنباله دار پارت:۳۲

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط