بامن بمان ‎

بامن بمان ‎
می خواهم درفضایی که از عطرتن توآکنده است نفس بکشم‎
بودنت را حس کنم ‎
حتی اگر سایه ای باشی برقلب شکسته ام ‎
می خواهم چشمانم رافدای آمدنت کنم تا بیایی‎
بهانه ای باشی برای زنده بودنم نفس کشیدنم ‎
خوب من ‎
بامن بمان ‎
کم رنگ به اندازه تولدِ شعری عاشقانه‎‎
بـــــــــــ*اران
دیدگاه ها (۸)

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط