(سخت گیر) پارت بیست و یکم

(سخت گیر) پارت بیست و یکم

ا.ت
وقتی که کوک رفت تو فکر
رفتم چرا این کارو کرد درو روم قفل
کرد حتی کلید هم بهم نداد اصلا
چرا برگشت ولش کن هرچی
باشه خودش بهم میگه
اجوما: خانم غذاتون آوردم
ا.ت: کوک درو قفل کرد کلید
ندارم باز کنم
اجوما:کلید داد به من بفرمایید
اینم غذاتون
ا.ت: اجوما میدونید کوک چش
بود
اجوما: نه فکر کنم بفکرتونه
ا.ت:زنگ میزنی به مامانم بیاد
پیشم
اجوما: اقا اجازه نمیده برد
پایین
ا.ت: مامانم بیاد پیشم بالا
اجوما: چشم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سونیا
فکر کنم کارش تمومه برم
پیشش
/:ا.ت جون چرا جواب نمیدی
(رفتم راه پله هارو دیدم ا.ت نبود)
/:اجوما ا.ت کجاست
اجوما: نمیدونم اها یعنی تو اتاقشه
/:کی رفت بالا چطور رفت
اجوما:رفت مشکله
/:نه برو به کارت برس
/:ا.ت در قفل درو باز کن
ا.ت:...
اجوما: بفرمایید پایین مزاحم
نشید خانم خوابه
/:یعنی چی خوابه او کی اومد
بالا چرا در روش قفله
اجوما: اقا تازه اومد دستور داد درو
قفل کنم
/:کلیدش کجاست
اجوما: من نمیدونم برید از اقا
بپرسید
/:وایی من رفتم
راستی میرم خونه دختر خالم فردا
برمیگردم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
چند دقیقه بعد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
(علامت مامان ا.ت (م.ا)هست
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
اجوما: خانم بفرمایید بالا هستن
م.ا: ممنونم
اجوما در بازه بفرمایید
م.ا: سلام دخترم
ا.ت: سلام مامان
م.ا: حالت چطوره حاله
پچه توی شکت چطوره خوشگلم
ا.ت: هردو خوبیم
#کوک
#فیک
دیدگاه ها (۱۸)

اخر فیک غمگین نگید نگفتم😭😭😭

تا فالورا نپریدن بگم شوخی کردم آخرش غمگین نیست خیلی هم قشنگه...

(سخت گیر) پارت بیستماجوما: هنوز حاله ا.ت خوبهمیترسم سونیا بل...

(سخت گیر) پارت نوزدهمکوک:عزیزما.ت: بلهکوک: منو مامان و بابام...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط