از حموم اومدم بیرون... اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتتم...

از حموم اومدم بیرون... اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتتم... واسه مامانبزرگم تعریف کردم... یه دقیقه فکر کرد بعد میگه : برقم برقای قدیم... !!!!.... میگرفت درجا طرفو خشک میکرد ....!!!!.... یعنی محبت میچکه ازشون!
والا!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

یکی مسیج داده!! من عاشقتم!! منم گفتم بزن قدشگفت : یعنی تو هم...

میترسم برم خواستگاری طرف بگه بیا دوست معمولی باشیم!!

برای اینکه شکست نخورید هیچوقت تلاش نکنیدیه فیلسوف بی حال

چقد قشنگه

پارت ۹

shede and shineپارت 2+بیاید ببینیم چی شده........با عجله رفت...

KIM V

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟖ویو جونگکوکمامان و عمو یونگ هو رفته بو...

اخرین دعا 33

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط