3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۷۵


جونگکوک هر دو دست هایش را دور شکم هاری حلقه کرد سپس با عشق و لذت کاملا زیاد موهای هاری را جمع کرد و به سمت راست و جلو شانه هاری انداخت تا گرم نرم و پر از لذت هاری برایش نمایان بشه
جونگکوک : دختره خوشمزه .. آره برای من خودتو آماده می‌کنی بعدشم پسم میزنی آره
هاری : من خودمو برای تو آماده نکردم
جونگکوک : خوشمزه میشی وقتی اینجوری میگی
با عشق و علاقه گردنش را بوسید سپس دستش را گرفت و سمت خودش چرخاند روی مبلی که هاری کنارش ایستاده بود نشست و هاری را کشاند روی پاهای خودش .. هاری جیغ کوتاهی کشید سپس عصبی روی پاهاش نشست
هاری : عه نزدیک بود بیافتم پایین
جونگکوک : نگران نباش نمیزارم بیوفتی پایین خوردنی من .. دختر روانی تو هستم خیلی دوست دارم بهتر بگم مستم می‌کنی
هاری ناگهانی لبخند رو این تعریف و اعتراف نشست سپس مشت آرومی زد به سینه جونگکوک و آروم لب گذاشت رو لب جونگکوک سپس پاهایش را روی مبل کنار پهلو ها جونگکوک گذاشت و بیشتر تنش را فشرد بهش و نزدیک اش شد جونگکوک تند و با دست آزاد اش رپوش سفید هاری را از تنش کشید و به پایین انداخت سپس بدون مکثی آن پیراهن کوتاه بند دار که از شانه آویز بود را کمی به پایین کشید تا سمت سینه هایش نمایان بشه
حالا که برای نفس کشیدن نیاز به هوا داشتند و هاری این بار رو کم آورد تند لبش را جدا کرد ولی جونگکوک مثل همیشه پر از انرژی برای این کار ها تند مکان بوسه اش را به گردن تعویض کرد سپس بدون هیچگونه مکثی محکم پشت گردنش را گاز وحشتناکی گرفت
هاری چنگ زد به بازو جونگکوک. ناله ای کوتاه کرد ...
جونگکوک همینو میخواست این گونه خوردن که دخترک آه ای بکشد آن هم از دست کار های خواستنی اش .. کم کم سرش را پایین برد و دست هایش را دور کمرش به شدت سخت و محکم حلقه کرد این بار جونکوک بود که هاری رو بیشتر به کمربندش فشرد
نرم و با عشق خط سینه های سفید و خوش بو اش را بوسید ..
هاری محکم دستش را روی سینه جونکوک گذاشت ...
هاری : آخ عشقم آروم تر ...
جونگکوک نرم لباش رو برداشت سپس زل زد به چشم های سبز رنگ همسرش
جونگکوک : اینو از من نخواه خوشمزه
هاری اخم کرد .. : خوشمزه دیگه چیه عه
جونگکوک خم شد سپس نوک سینه هاری را از جای که با پیراهن حریری و سوتین بسته بود را بوسید سپس محکم چنگ زد به پهلوش
دیدگاه ها (۲)

ادامه..... جونگکوک: اینو از من نخواه .. چون نمیشه دست دیگرش ...

کامنت هاااااشرط پارت بعدی ۵۰ کامنت راستی عکس فیکو تعغیر دادم...

معجزه زندگی )پارت بیست و هشت لبخند زد و دونگهو را به آغوش پد...

معجزه زندگی )پارت بیست و هفت ات: تموم شد درستش کردم قدمی عقب...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

مافیایه عشق P:52

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط