♥قصدم نشستن بود....

♥قصدم نشستن بود....
امادرکنارت.....
نه چشم انتظارت....
قصدم شکستن بود.....
امّادرآغوشت....
نه زیرپایت.....
قصدم زندگی بود....
امّاباتو.....
نه باخاطراتت.....
قصدم پیرشدن بود.....
امّابه پایت......
نه به دستت....
دیدگاه ها (۲)

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

سناریو تهیونگ

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

#عاشقانه_های_من#درد #زحم #رنج #درد_های_پنهان#زیبا #خاص #غمگی...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

...

★彡   Part 29 彡★ کتم رو مرتب کردم و لیوان رو بالا بردم."به سل...

پارت ۸۱

dark life = 39

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط