اتاق بی پنجره

اتاق بی پنجره
گلدان خالی از گل
قلم
کاغذ
من2
سیگار
چای از شب جوشیده
آهنگِ از سرِ شب گوش داده شده
یادِ تو
بغضِ گره شده در گلو
دستها دور سر
دلتنگی
جمعمان جمع است
فقط جای خالی دق کردنِ بی تو کم بود
که به لطف باران آن هم مهیا شد
دیدگاه ها (۲)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت سوم «بعضی آدم‌ها، بدون اینکه کا...

پارت ۶

( last minute )

𝖕𝖆𝖗𝖙2یازده و پنج دقیقه.لیسا کنار درِ اتاق پذیرایی ایستاده بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط