امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بود

امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بود
من در باران قدم میزدم و تو در ذهنم هر لحظه کنارم بودی

دیدن زوج ها زیر یک چتر چقدر حسرت بودنت را در من زیادتر میکرد

شاید اگر کنارم بودی مرا دعوا میکردی ک چرا لباس گرم ندارم یا دستانم سرد است
ولی خبر نداری دستان من سرد است تا تو انها را بگیری تا گرم شوند

گرمای وجودت گرمای دستانت  بهترین احساس ارامش من در این دنیاست

دلم حمایت های مردانه ات را

نگرانی های عاشقانه ات را

حرف های شیرینت را

وجود گرمت را

با تمام وجود میخواهد
دیدگاه ها (۱)

عاشقی خسته ام از عشق جدایم نکنیدجز همان عاشق دیوانه صدایم نک...

لعنتی اینجا بمان چشمت اسیرم میکند لذت آغوش تو چون شیر شیرم م...

ناز کن نقاشیم بد نیست،نازت میکشممثل یک آهو که نه مانند بازت ...

شعر میگویم تورا مست و خرابت میکنممست مست از خود تهی با جام ن...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

پروانه جان

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴². 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. تهیونگ محکم تر د...

شب التیام.

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

امروز در این هوای بارانی دلم هوایت را کرده بودمن در باران قد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط