اسلاید بعد لباس پسرا برای بار

اسلاید بعد لباس پسرا برای بار
بزن بریم ؟؟
لتس گو
(تابع قوانین ویسگون)

ویو«ا/ت/»
اون......اون استاد بود ولی چرا عصبی شده ؟؟اون پسرای دیگه کی هستن ماشاالله که چقدر خوشملا ،وایییی حالا چه غلطی بکنم همینجوری داشتم نگاهش میکردم که گارسون ویسکی هارو آورد و گذاشت و رفت ، ویسکیمو گرفتم با یه نفس سر کشیدم راستش یکم مست کردم، که نگاهم تو نگاهای استاد گره خورد ، دیدم عصبی شده پاشد به سمت ما اومد ، یا خدا خودت بخیر کن .....

ویو«نامجون»
به بار که رسیدم پسرارو دیدم ، رفتم کنارشون به همه سلام کردم اونا هم جوابمو دادن نشستیم که گارسون اومد سفارش هارو گرفت و رفت، سنگینی نگاه یکی رو خودم حس کردم که دیدم ا/ت .. اون اینجا چیکار می‌کنه اینو بیخیال با این لباس که بدنشو به نمایش گذاشته اینجا چه غلطی میکرد؟؟
جونگکوک رد نگاهم و زد :
¢داش به چی نگاه می‌کنی ، (با سر ا/ت اشاره کرد)چشمتو گرفته نه؟؟
-اره لعنتی هم خیلی خوشگله هم تایپ منه
¢اوووو پسر تو عاشق شدی
-هیشششش ارومتر حرف بزن
¢باشه حالا میخوای چیکار کنی
-فقط ببین چیکار میکنم
بلند شدم رفتم سمتش دستشو گرفتم و با خودم بردمش بیرون، وقتی به یه جای خلوت رسیدم کوبیدمش به دیوار و غریدم:
-اینجا چیکار می‌کنی هاااااا
+اس......تاد استاد م... من
-چی تو چی هاااا جواب سوالمو بده
+همینطوری اومدیم به خدا
که لب/امو گذاشتم رو لب/اش و مکی/دم اولش شوکه شد ولی بعدش که گاز محکمی گرفتم شروع کرد به همکاری کردن، ، واییییی دیونش شدم اه دختر تو دیگه چه چیزی هستی لامصب ، لباش طعم توت فرنگی میداد اوفففف تو فقط مال منی دختر تو باید کیم ا/ت باشی ، تو باید خانوم خونم باشی.....
دیدگاه ها (۰)

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت. ۳۱

《برادره ناتنیم》(پارت ۲)ویو ا/توقتی تهیونگ اون حرف هارو زد ضر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط