نابرابر شده این جنگ، از آن می گذرم

نابرابر شده این جنگ، از آن می گذرم
هر که پرسید کجا رفت،بگو بی خبرم

تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل من بیچاره فقط یک نفرم!!
دیدگاه ها (۱)

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان داردبدن یخ زده ام حالِ پریشان دار...

شب است، در همه دنیا شب است، در من شبمرا بگیر چنان جفت خویش ل...

گذشتم...

بوسہ بر لبهاے شیرینتــــــــ چو قند   میڪشد من را بہ آغوشتــ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

عکس_زیبا

گزارش تصویری از محفل صمیمی «سورۀ سرو»#غزل از آن زمان که نگاه...

رمان عشق سایه‌های ممنوعه. پارت5در یک شبِ طوفانی، وقتی مایا ...

💠الغیبة للنعمانی:( نقل به مضمون) پشتش دو خال است؛ یکی به رنگ...

دیدنش حال مرا یک‌ جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهت...

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط