عبور می کنم

عبور می کنم
هر روز
از نیمکت های خالی پارک
طوری که انگار کسی
در نیمکت آخر
انتظارم را می کشد
به آنجا که می رسم
باید وانمود کنم که
باز هم دیر رسیده ام..
دیدگاه ها (۱)

براي آنکه به طريق خود ايمان داشته باشيم ، لازم نيست ثابت کني...

اشتباه از من بود اين تــو نبودی كه رفتی اين مــن بودم كه مان...

محبت زيادي ، هميشه آدمها را خراب مي کند . گاهي آدمها مي روند...

جوانانی هستیم .... که جای زنگ ساعت ، با فکر بیدار میشویم ......

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

لایک یه دقیقه ای خرس عسلی😂🤏🏻🐻 : الان صبحه، تازه از خواب بی...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

کوک شوهر کینه ای Part71

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

به رسم عادت تولدم مبارک✨یکسال دیگر گذشت :)! ۱۲ ماهِ پر از اس...

من لوئیزم و اینجا قراره موضوعاتی رو که برام جالبن و راجع‌بهش...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏صدای بارون کل عمارت رو پر کرده بودخانم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط