همینجور که چشماشو میمالید و خمیازه میکشید ,

همینجور که چشماشو میمالید و خمیازه میکشید ,
زیر لب غر میزد که آخه صبح جمعه،
روزِ تعطیل کوه رفتنت چیـه خانوم....
دلم واسه پریشونِ موهایِ خرماییش
که بلند تر از هروقت دیگه بود غنج رفت....
محوِ عسلی هایِ نیمه بازِ چشماش بودم
و تو دلم عشق میلولید که بیـرونم کشید از عوالمِ عاشقی ,
و با مظلوم ترین حالتِ ممکـن گفت :
یه ساعت دیگه بخوابم...؟
شبیه گربه هایِ خونگی
که میخزن تو بغلتُ لوس میکنن خودشونو برات
خزید تو بغلم مـردِ گنده و دوباره گفت : یه ساعت دیگه، یه ساعت فقط....اگه دوسم داری....!
تو دلم هی میمـردم براش
هـی زنده می شدم....
 سرمو گذاشتم رو بالشُ خزیدم زیرِ پتـو،
گفتم میخـوابیم تا خودِ دوازدهِ ظهر
گورِ بابایِ کـوه ,
وقتی یه کـوهِ بیستُ چند ساله همین الان
مثلِ پسـرکوچولوهایِ پنج ساله که تو بغلِ مامانشـون دنبالِ آرامش میگردن و امنیتُ تـو آغوشم دارم....
خـدا کنه حالا حالا ها نپـرم از این خـواب...

#فاطمه_صابری_نیا
دیدگاه ها (۵)

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

بفرمایید رمان بقولید😘❤️پارت سی دوم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: دیدن خ...

تک پارتی وقتی بهت خیانت کرد ولی فهمید ....... ( علامت ها ات ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط