من خیس بــاران  تنهایی  بودم

من خیس بــاران  تنهایی  بودم
که تو با چتــــــــــــــــر عشق آمدی...
دیدگاه ها (۱)

چـه سـادهبـه اعـتبار دسـتـانـتزمیـن خوردم

تنهایـےتاواטּ همـﮧ نـﮧ هآیے است کـﮧ نگفتمـ تا בل کسے نشکنـב ...

یه وقتایی هست که جواب همه نگرانیات و دلتنگیات               ...

بعضی زخــــم ها هســــــت که هـــــــــر روز بــــایـــد روش...

───────── ° اگر تمامِ مسیرت بارانی شد، لازم نیست چتر داشته ب...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

" من درحال‌ِ سوختن بودم،و تو آمدی‌ و مرا به‌خاطر‌بویِ خآکستر...

باز باران بارید خیس شد خاطره ها

تو آمدی و قلب من از عشق، لبریزِ تو شد تمامِ شعرهای من یک‌بار...

عاشقى را ديدم زير بارانبا چمدانى خيسبى خداحافظى راهى سفر بود...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

گفت : ناگهان باران گرفت ... اشک هایم خیس شد ... گفتم : اشک ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط