ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار من

ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار من

به‌ گره‌‌گشاییِ زلف خود، تو ز ‌کار من گرهی ‌گشا...



❣ ️
دیدگاه ها (۱)

چون ماه شبهایت شوم امشب میان آسمانتا درمدار عاشقی مانند کیوا...

بیا، که جان مرا بی‌تو نیست برگ حیاتبیا، که چشم مرا بی‌تو نیس...

هــرچند ناامیدی از او، حاصل من استمی آردش به رحــــم ،اگر دل...

متحیر شده‌امٖ تا غم عشقت ناگاه از کجا یافت در این گوشهٔ ویرا...

منم تو سریالام به چشم نخورده ولی تو عشق گره گشا تو سریال دخت...

خلاصِ حافظ از آن زلفِ تاب دار مباد..که بستگانِ کمندِ تو رستگ...

سلام حضرت گره گشا، مهدی جان سِرّ عاشق شدنم لطف طبیبانه توست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط