چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

#حافظ

1
دیدگاه ها (۳)

برای کسی دل به دریا بزنید؛که همسفر بخواهد،نه قایق... h1

غمت ناخوانده مهمانی ست هر شب در سرای مناگر یک شب تو خود مهما...

میزنم کبریت بر تنهایی امتا بسوزد ریشه بیتابی اممیروم تا هر چ...

خیلی وقتها آدمابرای اینکه رو قولشون وایسندقولشون رو زیر پا م...

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهرِ مقصودچه دانستم که این دریا...

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این در...

#شعر_قدیمی 🍂بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان داردبهارِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط