𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧
part:78

بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد.
دستان ظریف دختر سمت دکمه های پیراهن جئون رفت.
دکمه اول را باز کرد
دکمه دوم
دستش سمت دکمه سوم رفت که دست جونگکوک مانعش شد.

-مسخره بازی رو تمومش کن.. نمیخوام ادامه بدم

نفس داغش به گوش دختر خورد.

~یکبار بهم فرصت بده.. دلت تنگ نشده برای شب هامون؟

پسر از روی آنا بلند شد و دکمه های پیراهنش را بست

-دلم برای هیچی با تو تنگ نشده..

دختر مو خرمایی از روی تخت بلند شد.

~چرا ردم میکنی لعنتی؟! انقدر به زیر خواب بودن اون تهیونگ عوضی عادت کرد-

حرف آنا با حس سوزش گونه اش قطع شد..

-اون دهن لعنتی تو ببند

چشمان آنا پر اشک شد.. ولی خندید..

~تو عوض شدی.. دیگه اون جونگکوکی که میشناختم نیستی، الان یک ح.رومزاده واقعی شدی

-آنا گفتم دهنتو ببند

دختر به جونگکوک نگاه کرد.

~چرا؟ اگه دهنمو نبندم دوباره منو میزنی؟ مثل قبل؟

-شاید قبلا کتکت زده باشم ولی تو هم میدونی مقصرش خودت بودی، آنا

~من.. آره.. تو همه چیز آنا مقصره، تو همه چیز آنا اضافه هست، تو همه کار ها آنا مشکله!

تن صدای دختر بالا رفت.

~ بس کن! منو ببین! من هم آدمم، جونگکوک! من هم احساس دارم! دیگه باید چیکار کنم که بفهمی عاشقتم؟! بخاطر تو مادر مریضمو ول کردم تو شیکاگو و اومدم پیش تو! چرا نمیفهمی برام با ارزشی؟!

-آنا.. من-

اشک از چشمان عسلی دختر بر روی گونه هایش افتاد

~منو فراموش کردی، ما رو فراموش کردی، جونگکوک جئون

و دختر جاکت چرمی اش را برداشت و از اتاق بیرون رفت.

-آنا!
دیدگاه ها (۱۰)

جونگکوک تو پارت های اخیر...

وایب تهیونگ تو پارت های اخیر..

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:75دختر وارد اتاق نیمه تاریک شد و از پشت پسر را د...

#امگای_سرکش Part:8تهیونگ: سلام مرسی تو خوبی؟جیهوپ: اوهوم خوب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط