چیزی نمانده است

چیزی نمانده است
که عشق را
تبعید کنند
به کتابخانه ای قدیمی...
.
.
در یک شهر دور
به اتاقی در یک خانه ی سالمندان
که سالهاست
کسی در آن را باز نکرده است...
.
.
به چشمانی که
اشک هایش را کسی پاک نمی کند
یتیم شدن عاشقانه ها
اتفاق چندان مهمی نخواهد بود...
.
.
ولی من هنوز امید دارم به فرهاد ها و شیرین هایی که تاریخی را دگرگون می کنند....
دیدگاه ها (۵)

خوش خط و تمیز عاشق شده است،افتاده به جیک جیک عاشق شده است،یک...

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت...!!!

جالب است ...

من ، معـــــــــلم هستمزندگی پشت نگاهم جاریستسرزمین کلمات ت...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟽 | آخرین نتدو سال گذشت.دو سال از روزی که ا/ت برای...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

P : 15

🧁 پارت سوم | اولین قدم برای یک همکاریصبح آن روز، عطر نان تاز...

پارت اول._*بی گناهان*_

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط