بند دلم را به بند گفش هایت گره زده بودم

بند دلم را به بند گفش هایت گره زده بودم
که هر جا رفتی،دلم را با خودت ببری
اما غافل از اینکه......
تو پابرهنه میروی،و بی خبر........
دیدگاه ها (۱)

•˒‌مـٰاںࣴدهہ بودم چہ بگویم بہ تو از دࢪدِ دلم؛اشڪم از دیدهہ ࢪ...

خدایا...به هیچکس جز خودت عادتم نده،که دل بستن به غیر تو،دل ک...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

تو شبیه یک تکه سبزی در دل روزهای

انسانهایی هستند که دیوار بلندت را میبینندولی به دنبال همان ی...

نه برای اینکه برگردی،نه برای اینکه بفهمی،فقط می‌خوام بگمکه ...

بی خیال....از عشق برایم نگو...بهانه ات را بیاور که منتظر شنی...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط