پارت ۴

پارت ۴
فرشته ی مرگ من

ویو لیلی
لیلی رو مبل خواب هفت پادشاه بود ک یهو صدای وحشت ناکی ک مثل کتک کاری و اسلحه بود اومد و من ترسیده بودم و سری ی هوری بوسیدم و اسلحه رو مخفی کردم
ویو جیمین ته چ کوک
همه رفتیم سمت حال
جیمین ، صدا چی بود ؟
لیلی، نمیدونم منم
ته ، خودت خوبی لیلی ؟
لیلی ، ها .. آره آره خوبم
ته ، کوک تو لیل رو ببر تا ما حلش کنیم. کوک ، باشه
لیلی گفت : چی نه عمران کن اینجا ولتون کم خیر سرم آموزش دیدم هاااااااااااا ( خیلییی داد کم )
ته ، لیلی تو هنوز جوونی اگر ی تا. مو ی تو کم شه داداش میمیره هاااا پس برو
ویو لیلی
نفهمیدم می کوک منو برد خونه جنگلی . دیگه کمکم داشتیم نیرسیدیم ک گفتم : کوک (گریه ) هق من هق میترسم هق اگر بلایی سرشون هق بیاد چی هق اونا دنبال هق کنند هقققققققققققققققق
ویو کوک
دیدم لیلی اینقدر ترسیده سریع سیه کردم ک آرومش کنم ولی فایده نداشت گریش اوج گرفت من تنها کاری ک از دستم بر میومد بغلش کنم
ویو لی لی
کوک منو برداشت گذاشت رو پاهاش و منم سرم گذاشتم رو سینش و گربه میکردم و کوک منو محکم بغل کرده بود....
پارت بعد خانمی ‌......
۱۰. تا لایک
۴ تا بازنشر
۳ تا کامنت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۵ فرشته ی مرگ من ویو کوک کمک گریه هاش کم شده ...

پارت ۶ وارد ویلا شدیم کنار دریا بود خیلی زیبا بود که مهوش ش...

پارت ۳ ...

پارت ۲ ...

(پارت پانزدهم) you are mineویو الیزابت*رسیدیم عمارت منو رو ک...

پارت ۸_ خفشو ( یه کشیده میزنش )× چرا منو میزنییی_ گمشو بیرون...

پارت ۱۴شروع :ات : باشه باباته: من میرم بیرون ۳۰ ساعت بعدویو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط