خداهم دیگر کاری با اشکهایم ندارد
خداهم دیگر کاری با اشکهایم ندارد
چه اشک پنهانی باشد چه زجه های از ته دل...
بغض های هرشبم را با کمی آب قورت میدهم
اشکهایم راهم همراه با خواب میریزم
ولی باز دردم هم مداوا نمی شود
انگار تجویزت برای دردم چندان خوب نبود
ازسکوت استفاده می کنم سکوت بهترین راه درمان دلم است سالهاست امتحان کرده ام مثل همیشه.....
درد دارد خدا اشکهایت را ببیند وکاری نکند
درد دارد زجه ها ی دلت را فقط دلت بفهمدوفقط دلت درد بکشد
سکوتم درد دارد ولی کسی نمی فهمد
خستگی از اشک وهق هق شبانه ام درد دارد همه دردهایم که پای من نوشته شده
کاش در گوشه ای از گوشه ترین دنیایت اغوشی برای دردهایم بود
کاش.....M
چه اشک پنهانی باشد چه زجه های از ته دل...
بغض های هرشبم را با کمی آب قورت میدهم
اشکهایم راهم همراه با خواب میریزم
ولی باز دردم هم مداوا نمی شود
انگار تجویزت برای دردم چندان خوب نبود
ازسکوت استفاده می کنم سکوت بهترین راه درمان دلم است سالهاست امتحان کرده ام مثل همیشه.....
درد دارد خدا اشکهایت را ببیند وکاری نکند
درد دارد زجه ها ی دلت را فقط دلت بفهمدوفقط دلت درد بکشد
سکوتم درد دارد ولی کسی نمی فهمد
خستگی از اشک وهق هق شبانه ام درد دارد همه دردهایم که پای من نوشته شده
کاش در گوشه ای از گوشه ترین دنیایت اغوشی برای دردهایم بود
کاش.....M
- ۳.۷k
- ۰۸ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط