تــــــــــــو چـــــــه میدانی شَب که می شود.

تــــــــــــو چـــــــه میدانی شَب که می شود. . . . گلویَم پُر می شود. . . . پر از یک بُغض ِِ سَنگین بُغضی که ناخواسته می ترکد و چشمانم را پاک ، بارانی می کند، و اما دلم . . . دلم پُر می شود از درد دردهایی پُر از حرف حرف هایی مملوء از سکوت... حرف هایی که یک باره در دلم فَوَران می کنند و روی این دیوار ِِ مَجازی آرام می گیرند...
دیدگاه ها (۲)

┄┅❀༺⃟🌙⸙شب که می‌شود، انگار دنیا کمی آرام‌تر نفس می‌کشد. سکوت...

رها🍂 نه می توانم آرام بمانمنه می توانم فریاد بزنمنه می توانم...

عاشقانه های شبنم

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔چند ماه گذشت.یک روز بارانی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط