چشم مستت از غزڸ

چشم مستت از غزڸ
دیوانہ می‌سازد مرا!

مستیت در شاعرے
افسانہ می‌سازد مرا!
دیدگاه ها (۱)

راز عشقت با ڪسیهرڪَز نمی‌ڪَویم بداڹ!ڪَرچہ می‌دانم غمتغمخانہ ...

خیــس است ز اشکمدفتــر شعــرمغم دیدم وغم خوردموغمخوار نفهمید

حرف از نگفتن‌ها نیستکم‌حرفی گاهی سلاح ما است و گاه صلاحاما م...

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط