قبـــــڸ از اینڪه به دنیـــــا بیاد

قبـــــڸ از اینڪه به دنیـــــا بیاد

با یڪے از رگ هاے مادر خودشـو دار زد

شنیده بود بــــــــــابــــــــــا ْ

دلش دخـــــــــتر نمیخواهد....
ْ
دیدگاه ها (۱)

دوستان ببینین چی گفت ترسو زد بلاک کرد لقب مادر خودشو روی ماد...

دختر یعنی تمامِ لحظه‌های خوبِلبخندهای خدا از تَهِ دل.از ابتد...

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

دمون اسلیر پارت پنجم♡ذهن سایورا(مادر بزرگ!..... دستام... چرا...

نماز خوندن بچه شیعه😍🥺توصیه آیت الله معصومی همدانی همواره این...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

🌹🇮🇷مادر برام قصه بگو... مادر برام قصه بوگو دل تنگه‌تنگهقصه‌ی...

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط